قسم به چفیه رهبری ، قسم به جقه همایونی !
در گذشته برخی از داش مشدی ها هر گاه می خواستند دروغی به هم ببافند و گنده گویی کنند برای دروغ خود اینگونه گواهی می گرفتند که :
" به این جقه همایونی قسم …"
این روزها همان آدم ها هر چند در شکل و شمایلی جدید اینگونه قسم میخورند " به چفیه رهبری قسم … " .
صبح زود دقایقی تلویزیون را روشن کردم و باری دیگر از فرمایشات یکی ازعلما شگفت زده شدم تا جاییکه علیرغم عجله ای که برای خروج از منزل داشتم نت برداری کردم که اشاره ای هر چند گذرا به آن داشته باشم ، شما را نمی دانم اما من شخصاً گاهی متحیرمی مانم که کدام واژه زیبنده برخی از فرمایشات این دسته از بزرگان است ، زیرکی ، وقت شناسی ، حزب باد ، چاپلوسی
و یا . . .
ماجرای سخنرانی حجت الاسلام صدیقی در مراسم فاطمیه در بیت رهبری بود و سخنان بسیار گوهربار وی در وصف ولی امر مسلمین جهان و لزوم اطاعت از این مقام و الباقی قصه ها ، چکیده کمالات این بزرگوار از این قرار بود که :
عزیزان من … نماز و روزه که اصل دین نیست … دین ولایت است … دین ولی عصر است … اگر او نیست ما شما را داریم ( با اشاره به آیت الله خامنه ای ) … اگر امام زمان غایب است که ما را رها نکرده است … مردم عبای شما را دارند ؟! ( با اشاره به آیت الله خامنه ای ) و الباقی این داستان کهنه و نخ نما که درهمین مسیر و راستا ادامه داشت تا به آخر.
خاطره ای در ذهنم تداعی شد مربوط به سالها قبل ( آنانکه سن و سالشان اجازه میدهد نیز بی شک بیاد می آورند ) روزی را که یکی از همین آقایان حجت الاسلام ها ( درمراسمی مشابه ) درحسینیه جماران مشغول صحبت بود و بعد از یک زمینه سازی بلند بالا رو به آیت الله خمینی کرد و اینگونه تغییر مسیر داد که :
ای روح الله …
ای روح خدا …
ای مظهر …
که آیت الله خمینی با تغیر فرمودند :
بس است دیگر ، زیاده روی نکنید …
و مادر مرده زبان در کام کشید و خاموش شد ، تو گویی لال شد .
حال سوال اینجاست آیا کسیکه بر تخت نشسته است بیشتر مقصر است یا آنکه پایین تخت است ، منصفانه بگویم قضاوت بسیار مشکلی است ، شاید هر دو به یک اندازه اما به اعتقاد من آنکه باد می کند بیشتر تقصیر کار است تا آنکه باد میشود ، باز هم بیتی از فردوسی را که بارها و بارها دست مایه نگارشم کردم برایتان می نویسم ، بواقع برخی از ابیات دنیایی از معانی را در خود نهفته اند .
بنشینند و نقش دیو کنند
خود بترسند و بس غریو کنند
و اما باز هم در همین راستا ، در خبر ها آمد . . .
در بازدیدی که آیت الله خامنه ای از غرفه های مختلف نمایشگاه بین المللی کتاب داشتند کتابی با نام " همت مضاعف ، کار مضاعف " به ایشان معرفی و اهدا گردید و ایشان رو به ناشر مطلبی با این مضمون فرمودند که :
"حتماً تلاش زیادی کردید که در این زمان کوتاه این کتاب نوشته و چاپ شود؟! "
و در ادامه به عنوان پاداش چفیه خود را به نشانه تبرک و شاید قدردانی به نویسنده و ناشر اهدا نمودند و این درحالیست که بسیاری از کتابهای بهترین نویسندگان ایرانی داخل و خارج از کشور حتی آنانکه سالهاست در قید حیات نیستند در لیست سیاه نمایشگاه قرار داشتند .
وحشت آقایان ازنوشته های بهترین نویسندگان ایرانی (حتی کتابهایی که در گذشته بکرات چاپ و پخش شده اند) به اعتقاد من بسیار پر معنی و قابل بحث و بررسی است که ارزش آن را دارد در پست هایی مجزا به آن پرداخته شود اما در اینجا به همین مختصر اکتفا می کنم چون به آنچه می خواستم اشاره کردم ، مابقی با شماست …
مهرداد امیررحیمی
تهران - اردیبهشت ماه ٨٩
..................................................................................................
لینک مطالب مرتبط :
سابقه دیرینه ما ایرانی ها در ساخت و پرورش دیکتاتور
نمیدانم ایران تغییر کرده یا ایرانی ، یا شاید هر دو اما...؟!
هواداران با سابقه حزب باد...!؟
نامه سرگشاده خطاب به آقای محمود احمدی نژاد ریاست جمهوری محترم
خط مشی رجال سیاسی ایران امروز برای رسیدن به شهرت جهانی
هموطن ایرانی ، استبداد مذهبی از درون تو آبیاری می شود
در بکار بردن واژه " روحانی " تردید کنید
ولایت فقیه هیچگاه مشروعیت نداشته و ندارد ، اما امروز دیگر
.....................................................................................
متنی با تیتر " وحشت اروپا از ترویج خشونت است نه از گرایش به اسلام " در جواب فرمایشات آیت الله مقتدایی ریاست محترم حوزه های علمیه سراسر کشور در وبلاگ دیگری به آدرس www.mehrdadamirrahimi.blogspot.com ارائه کردم که در صورت تمایل مطالعه بفرمایید .

